مسيحيت اين جدايي از سده‌ٴ دوازدهم به بعد، با قدرتي روزافزون صورت گرفت‌، و اين جز شكاف اوليه‌اي نبود كه راه را براي گرايش‌هاي بسيار ديگر و انشعابات بي‌پايان هموار ساخت‌. در قلمرو اسلام‌، تفوق كلام كاملاً از پيش‌رفت فكري جلوگيري كرد و چنان شد كه گويي‌، جز بر آزادترين اذهان‌، افسوني بر انديشه‌ها دميده شد؛ ولي در قلمرو مسيحيت مساعي حقوقي راه‌ رستگاري را گشود. اما نبايد از زمان پيشي گرفت‌، چون حتي در غرب هم جنگ ميان كلام و معارف دنيوي بيش از آنچه انتظار مي‌رفت‌، به درازا كشيد. و تا پايان سده‌ٴ هفدهم‌، روح انساني‌ آزادي كامل نيافت‌.
بازگرديم بر سر حقوق در ايتاليا و چند كلمه‌ٴ ديگر درباره‌ٴ هواداران اين منازعه‌ٴ شديد حقوقي‌ آن زمان بگوييم‌، يعني از فردريك دوم هوهنشتافن و پاپ اينوسان چهارم‌. فردريك دوم در 1231، مجموعه قوانين مهمي به سيسيل و ناپل اعطا كرد؛ مقررات خردمندانه‌اي كه براي‌ حمايت از مدرسه‌ٴ سالرنو وضع كرد قبلاً، مورد تحسين قرار گرفت‌. مهم‌ترين مشاور حقوقي او پِتْرِ ويني بود. اينوسان چهارم‌، كه اسباب تكفير فردريك دوم را فراهم آورد و با او به مبارزه‌ٴ مرگ‌ و زندگي پرداخت‌، خود يك قانوندان بود. گويند او نخستين كسي بود كه از يك موٴسسه در مقام‌ شخصيت حقوقي سخن گفت‌.
2. اسپانيا. پدرو گالِگو رساله‌ٴ تدبير منزل منسوب به جالينوس را ترجمه كرد.
3. انگليس‌. پيش از گفتگو از فعاليت‌هاي جداگانه بهتر است خاطرنشان كنيم در اثناي اين‌ عصر بود كه در 1215، شاه جان‌، ماگنا كارتا (منشور كبير) را براي بارون‌هايش صادر كرد. اين‌ منشور بزرگ از مهم‌ترين يادگارهاي تاريخ مشروطيت امپراتوري بريتانياست‌.
جرالد ويلزي رساله‌اي در باب تربيت شاهزادگان نوشت‌، و رساله‌ٴ مشابهي به نام چشمان شبان‌ را احتمالاً در حدود 1222 بُنكمپاني فلورانسي تأليف كرد. ويليام درافدايي‌، كه در آكسفورد تدريس مي‌كرد، در حدود 1239، رساله‌اي در باب حقوق شرع نوشت كه هم در انگلستان و هم‌ در خارج‌، حتي بولونيا، رواج زيادي يافت‌. اين مطلب سرعت انتشار مطالعات حقوقي را در اروپا نشان مي‌دهد.
4. آلمان‌. مهم‌ترين قانون‌نامه‌ٴ آلماني قرون وسطا را آيك رپگووي فراهم آورد، او نخست آن را به لاتيني نوشت‌، ولي پيش از 1235، به زبان آلماني سفلا ترجمه كرد، و به نام آلماني‌اش‌ معروف‌تر است‌.1 اين مجموعه رواج زيادي يافت و در تعدادي قانون‌نامه‌هاي آلماني‌عليا، هلندي و حتي لهستاني تأثير گذاشت‌. يكي از علل اين رشد خود به خودي‌ِ حقوق‌ْ عدم مقبوليت‌ نسبي حقوق رومي در سرزمين‌هاي آلماني‌نشين بود.


Sachsenspiegel .1